وقتی روحیه بدی دارید این کارها را انجام ندهید


گروه زندگی ارنا – دوستی می گفت هوای ابری شرایط عجیبی دارد. اگر روحیه خوبی داشته باشی حالت را بهتر می کند و اگر بد خلقی داشته باشی حالت را بدتر می کند. اما من می گویم بیشتر شرایط دنیا به شرایط ما بستگی دارد. زیباترین صحنه های دنیا زمانی دردناک می شوند که انسان حالش خوب باشد و وقتی احساس راحتی کنیم می خواهیم دیوار را ترک کنیم و با دیدن آن زندگی کنیم. حال بد مثل باتلاق باقی می ماند. هر چه بیشتر سعی کنید آن را نابود کنید، بیشتر در آن فرو می روید. گاهی اوقات ما فقط باید بنشینیم و بدون نام بردن از خود و قضاوت شدن برای اعمالمان به آن نگاه کنیم. گاهی اوقات بد خلقی یک نعمت است زیرا باعث می شود قدر روزهای خوش را بدانیم و بهتر بتوانیم کسانی را که حالشان بد است درک کنیم.

اما خلق و خوی بد دقیقاً چیست؟ اینکه دلمان گاهی دو سه روز طول می کشد، چند ساعت بی دلیل مضطرب می شویم، اینکه عزیزی را از دست می دهیم و می خواهیم دنیا تمام شود، که به دلیل بیماری یا شرایط خاص، خشم و غم بی پایانی را تجربه می کنیم. زمان به زمان … کدام یک از آنها بد است؟ با این حال، چه باید کرد؟ پذیرش بد خلقی دقیقا به چه معناست؟ اینها سوالاتی بود که با دکتر علیرضا الزرندی روانشناس و روان درمانگر روان پویشی تماس گرفتیم و با او به گفت وگو نشستیم.

وقتی روحیه بدی دارید این کارها را انجام ندهید

نمونه هایی از بد خلقی

و به گفته دکتر زرندی بد خلقی مصادیق زیادی دارد. یکی در حال بد است، خلق و خوی او پایین است، و دیگری احساسات آزاردهنده ای مانند غم، نفرت، عصبانیت و غیره را تجربه می کند. سقوط – فروپاشی. همه اینها می تواند مصداق این باشد که حال ما بد است. یعنی احساسات آزاردهنده‌ای را تجربه می‌کنیم که دوست نداریم و شرایط بیرونی مطابق خواسته‌ها و انتظارات ما پیش نمی‌رود، به عبارتی روند برآورده شدن نیازهای ما مختل می‌شود. این باعث می شود که احساسات و عواطفی در ما شکل بگیرد که ناخوشایند هستند و معمولاً از آن به عنوان حالت بد یاد می کنیم.

وقتی روحیه بدی دارید این کارها را انجام ندهید

اولین ملاقات با روحیه بد

اولین اشتباهی که در این مواقع اتفاق می افتد این است که افراد می خواهند با خلق و خوی بد خود مبارزه کنند. زرندی می‌گوید حقیقت این است که بدخلقی با دعوا بهتر نمی‌شود. وقتی با خلق و خوی بد مبارزه می کنیم، در واقع از آن دوری می کنیم و این اجتناب، حال بد و شکست ما را ترکیب می کند. دعوا یعنی خودمان را در قبال این وضعیت بد پاسخگو باشیم و بگوییم من نباید در این شرایط باشم و باید وضعیتم را بهتر کنم. دعوا یعنی نپذیرفتن این حقیقت که محرک باعث ایجاد احساس بدی در ما شده است.

این درمانگر روان پویشی می افزاید: اگر نخواهیم دعوا کنیم و اجتناب کنیم، حالا چه کنیم؟ اول ببینیم چقدر بد هستیم. این بدان معناست که ما به عنوان انسان، قرار گرفتن در معرض محرک های ناخوشایندی را که باعث ایجاد احساس بدی در ما می شود و این حق را به خود می دهیم که احساس بدی داشته باشیم، طبیعی می دانیم. حال برای اصلاح این وضعیت می توان یک سری راه حل پیدا کرد. مثلاً باید به خود فرصت دهیم، با خود خلوت کنیم، از مردم مشاوره بگیریم، با آنها صحبت کنیم، محیط خود را تغییر دهیم و…

وقتی روحیه بدی دارید این کارها را انجام ندهید

تجربه خلق و خوی بد

قرار است اجازه دهیم شرایط بد دنیای روانی ما پردازش و هضم شود تا روان خود را بازسازی کند و زندگی به همان روال سازگاری بازگردد. علیرضا الزرندی ادامه می دهد: حال بد را نمی توان پاک کرد. بالاخره یک محرک داشت و اتفاقی در زندگی واقعی افتاد که ذهن نمی تواند آن را حل کند و هضم کند و برای هضم به زمان نیاز دارد. از طریق مراقبت از خود، شرایطی را فراهم می کنیم تا روان بتواند خود را بازسازی کند تا با واقعیت تعامل داشته باشد و دوباره سازگار شود.

به گفته علیرضا الزرندی این تنها بخشی از مراحل پذیرش است. می گوید: وقتی بر این شوک اولیه غلبه کردیم و کمی روان را سامان دادیم، حالا بررسی می کنیم که چه اتفاقی افتاده که این وضعیت بد برای ما پیش آمده است؟ آیا به دلیل یک مشکل بیرونی است که باید آن را مدیریت کنیم یا جنبه های داخلی وجود دارد که باید از آن آگاه باشیم؟ مهمتر از همه این است که هیچ یک از شرایط پیش گفته نباید به کنترل تعبیر شود و باید به این توهم دچار شویم که از این به بعد اوضاع را کنترل می کنیم تا وضعیت بد برنگردد. ما فقط می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که این اتفاق بیشتر می‌افتد، یا اگر اتفاق بیفتد، آسیب کمتری خواهیم دید و آمادگی بیشتری برای مقابله با آن خواهیم داشت تا شدت آن کمتر شود و بتوانیم زودتر خود را بهبود دهیم.

وقتی روحیه بدی دارید این کارها را انجام ندهید

مراقب حال بد باشید

تمرکز حواس به ما کمک می کند وقتی در حال بدی هستیم از خود مراقبت کنیم. زرندی با اشاره به این مقاله می گوید: در حالت بیداری قرار نیست با اتفاقاتی که در محیط بیرونی یا درونی ما رخ می دهد، اعم از افکار و احساسات، مقابله و مبارزه کنیم یا حتی کنترل کنیم. قرار است ما آن را به عنوان یک ناظر بیرونی ببینیم. در واقع مبارزه برعکس شب زنده داری است. وقتی اتفاق سختی می افتد؛ به عنوان مثال، وقتی یکی از عزیزانمان را از دست می دهیم، در غم و اندوه فرو می رویم. ما باید عزاداری را امری طبیعی برای خود بدانیم و به خود اجازه دهیم آن را تجربه کنیم.

زرندی می‌گوید: نگاه کردن، نه دعوا کردن، به معنای بی‌تفاوتی نیست، بلکه به معنای شناخت احساسات است. فراموش نکنید که پذیرش با درخواست متفاوت است. تسلیم شدن یعنی دستم را دراز کنم و بگذارم حال بد آنچه را که می خواهد با من انجام دهد. یعنی در موقعیت قربانی و درمانده بودن. تسلیم به این معناست که دیگر ادامه نمی دهم، اما پذیرش جنبه آگاهانه دارد، یعنی آن را عادی می گیرم و آگاه می شوم که شرایطی است که در آن قرار دارم و با تجربه آن، دوباره پیش می روم.