علم وحیانی انگیزه دستیابی به صلح واقعی است



وی معتقد است مفاهیمی چون صلح و توسعه و پیوند سازنده علم و تحقق این مفاهیم تنها با عمل به آموزه های مکتب حبل و طهارت اهل بیت علیهم السلام به دست می آید. مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید.

دیدار اسلام ناب محمدی با مقوله علم و کاربرد معارف و نتایج علمی چگونه است؟
از یک منظر می توان علوم را به دو دسته «علم الهام گرفته» و «علوم انسانی» تقسیم کرد. علم وحی مبتنی بر آموزه ها و فرهنگ مکتب شیعه جعفری در مورد دوازده امام (ائمه دوازده گانه) است، علمی که خداوند متعال به اشکال و روش های مختلف به پیامبران آسمانی برگزیده از میان پیامبران عطا فرموده است. . خداوند متعال در وحی. مثلاً به حضرت ابراهیم خلیل (ع)، حضرت داوود (علیه السلام)، حضرت یوسف (ع)، حضرت عیسی (علیه السلام) و دیگر پیامبران و در نهایت به پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) . راه ها و اشکال مختلف.. داده شده است. ما بر اساس شریعت اسلام و تشیع دوازده امامی معتقدیم که هیچ خطایی و خطا و تردیدی در علم نازلی وجود ندارد. سپس پیامبران خدا به عنوان قوم برگزیده خداوند که از مقام عصمت و مصونیت از گناه و خطا و خطا برخوردارند، معارف علم وحیانی را به عنوان علم معصوم و بدون خطا در بین انسان ها و جوامع بشری بیان و منتشر می کنند.
اما نوع دیگر علوم این گروه «علوم انسانی» است. مردم در زندگی عادی و طبیعی خود، در برخورد و ارتباط با یکدیگر، طبیعت، جهان، جهان، اشیا و اطراف خود و غیره تصور می‌کنند که این آموزه‌ها و مفاهیم مکتوب، انتقال (نقل) و انتشار می‌شوند. این علوم را علوم انسانی می نامند. مثلاً نیوتن بر اثر افتادن سیب از درخت به تفاهم می رسد و طبق قانون و فرمول گرانش زمین که در فیزیک به کار می رود، درک خود را به صورت مکتوب بیان می کند یا ابوعلی سینا به حقایقی در پزشکی می رسد و سپس. آزمایشی انجام می دهد و خطا، و در جایی آزمایش های او کمتر خطا و خطا بوده است، آن نتایج و حقایق را تحت عنوان علوم پزشکی یا علوم پزشکی قدیم و … بیان می کند.
علوم انسانی نسبت به علوم پایین دارای ویژگی هایی است. این بدان معناست که چون انسان غیر از خداوند متعال دارای محدودیت و عجز است (مانند محدودیت های جسمانی، حدود خطا و نسیان و…) بنابراین علوم انسانی نیز معصوم هستند و اشکال و اشکالی در آنها وجود دارد و این خطاها و خطاها خطاها یا اینکه همان انسان و کسی که این علوم را معرفی می کند، در همان زمان آنها را درک می کند یا در همان زمان یا در آینده توسط انسان های دیگر درک می شود.
حال باید دید رابطه این دو نوع علم یعنی علوم وحیانی و علوم انسانی چیست؟ آیا می توان هر یک از این علوم را حذف کرد؟ پاسخ این است که هیچ یک از این دو نوع علم را نمی توان حذف کرد. علوم وحیانی که خداوند متعال بر پیامبران نازل فرموده به هیچ وجه قابل حذف نیست. علوم انسانی را نیز نمی توان حذف کرد، زیرا مردم در این دنیا با این علوم انسانی سروکار دارند و زندگی می کنند، یعنی با علومی زندگی می کنند و با علومی مواجه می شوند که نتایج و آموزه های آن را می فهمند و با امکانات و قابلیت های موجود، خودشان دریافت می کنند.
سازوکاری که برای پیوند علوم وحیانی با علوم انسانی در تمدن اسلامی و بین علمای دین و علمای اسلامی ذکر شد، این است که علمای اسلامی از علوم و نتایجی که علوم انسانی محسوب می‌شوند، بیشتر استفاده کنند. سازگار و سازگار با علوم وحیانی. بنابراین جایگاه ممتاز و متعالی علوم وحیانی در نزد اسلام ناب محمدی و مذهب شیعه جعفری دوازده امامی کاملاً روشن و آشکار است و جای هیچ گونه مناقشه ای نیست. در مورد علوم انسانی، مادامی که با اقوال و دستورات خداوند و سخنان انبیا و موازین و معارف علوم وحیانی اعم از علوم قرآن و دین منافاتی نداشته باشد. اسلام و شیعیان مذهب جعفری امامی (دوازده امام) این گونه علوم را پذیرفته و تأیید کرده و آن را عالم می شمرد. مثلاً شخصی می خواهد علوم مهندسی کامپیوتر را بیاموزد، زیرا این علم یک علم کاربردی است و اسلام یادگیری آن را بدون اشکال می داند، اما تأیید می کند که بر اساس قانون و قاعده «نفی سبیل» در قرآن کریم آمده است. «ان»، کاربرد این علم نباید به این صورت باشد که هدف آن لطمه زدن به اسلام و تضعیف جامعه مسلمانان و یا ایجاد زمینه گناه و فساد و فتنه و آشوب و… باشد.

اهمیت و نقش علم در دستیابی به تمدن نوین اسلامی چیست؟
در چارچوب تمدن نوین اسلامی، مفهوم مهمی وجود دارد; اعتقاد بر این است که مسلمانان (به ویژه شیعیان) خواهان اجرای احکام و اصول اسلامی در حدود توانایی و شرایط خود هستند. بر اساس آموزه های ناب شیعه اثنی عشری، اکنون در دوران غیبت کبری امام زمان (عج) و به فرموده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) به سر می بریم. برای پی ریزی و زمینه سازی برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) در جامعه اسلامی، باید اقداماتی را که در رأس تلاش برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی است انجام دهد. راه را برای ظهور موعود هموار کند. مهدی (عج) در سطح جهانی و بین المللی. اگر این تعبیر را بپذیریم و تقریباً همان برداشت من از بیانات مقام معظم رهبری در زمینه تمدن نوین اسلامی است، علم یکی از اصول، مبانی و مبانی این تمدن است، زیرا تمدن بدون تمدن است. . علم مانند شیراز ضعیف و ضعیف و نامطمئن است که با کوچکترین انگیزه ای متلاشی می شود زیرا علم حوزه و حوزه علل و معلول ها و ضروریات است پس علم و دانش است که می تواند به هر تمدنی قوام و قوت بخشد.

دین اسلام چگونه علم را در خدمت صلح و پیشرفت واقعی جامعه قرار می دهد؟
در پاسخ به این سوال ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که مفاهیمی مانند «جنگ، خشونت و توسعه نیافتگی» با مفاهیم «صلح، توسعه و پیشرفت» در تضاد است. بر اساس آموزه های مشترک همه ادیان اصیل ابراهیمی (البته آموزه هایی که تحریف نشده و از اصالت واقعی خود منحرف نشده اند) منشأ و ریشه همه خشونت ها و جنگ ها نیروهای شیطانی است که در اسلام و اسلام نیز به آن اشاره شده است. آیات قرآن. آنجا که در قرآن (آیه ۸۲ سوره ص) آمده است که شیطان سوگند یاد کرد که مردم (به جز بندگان مخلص) را گمراه کند و از مسیر صلح مستقیم در دنیا دور بماند. اینجاست که شیطان مغرور شد و بر خواست خدای متعال قیام کرد. پس ریشه جنگ و خشونت و قیام با خدای متعال و پیامبران خدا و مؤمنان و مردم صادق و برگزیده و وفادار و طبیعت و دنیا و… ریشه استکبار است. زیرا خداوند متعال سرچشمه خیر مطلق و محض است، یعنی سرچشمه همه خوبی ها، پاکی ها، محبت ها… و اپیدمی و… است. قرآن کریم به صراحت می فرماید که همه خوبی ها از خدای متعال است و همه بلاها و بلاها و مشکلات و گرفتاری ها از جانب انسان است. (آیه ۷۹ سوره نساء)
این امر به دلایل مختلفی از جمله غفلت از یاد خدای متعال، سرپیچی از دستورات و راهنمایی های پیامبران، جهل و غفلت، خشم و غضب نابجا، حالات و امیال جسمانی، افکار و امیال گناه آلود، وسوسه های شیطانی و تحریکات شیطانی است. گناهکاران محیط ناعادلانه، نامساعد، مستعد گناه و بدی و… افراد ممکن است در موقعیت ها و مراحل مختلف زندگی متکبر و سرکش باشند.
این موارد اعلام شده منشأ جنگ و خشونت است. در نظریه «توماس هابز» فیلسوف انگلیسی در قرن هفدهم و هجدهم پس از میلاد و در تبیین احوال انسان آمده است: «انسان گرگ انسان است». شخص مورد اشاره در این نظریه کیست؟ به شخصی که تحت تعلیم انبیای الهی تربیت و هدایت نشده و تبدیل نشده و در نتیجه مغرور و سرکش شده است.
در همین نظریه برای انضباط و مهار این گونه افراد باید قوانین و قراردادهای اجتماعی معینی برای پیشگیری، مهار و کنترل تجاوز، خشونت، ظلم و جنگ آنان وضع شود.
بنابراین، اگر انسان در مسیر تعالیم حقیقی الهی و تحت هدایت پیامبران برگزیده خداوند متعال هدایت و تربیت شود، در دنیا سعادتمند و در آخرت و روز رستگار و سعادتمند خواهد بود. از قضا، اما اگر خلاف اراده خداوند متعال و تعالیم انبیا باشد، اگر خدا مغرور و نافرمان باشد، جنگ، تجاوز، خشونت، قساوت، نزاع، درگیری و… در دنیا رخ می دهد. منشأ جنگ، تجاوز، استکبار، عدم برخورداری از هدایت الهی، عدم تسلیم در برابر دستورات خداوند متعال و عدم پذیرش تعالیم پیامبران است. علت این امر این است که بر اساس آموزه های دینی و الهی، خداوند پس از خلقت انسان، همه اسباب و امکانات و پایه های هدایت و نجات و تربیت صحیح او را فراهم کرده است. اینان کسانی هستند که به سبب جهل و غفلت، غضب و غضب نابجا، شهوات نفسانی، معاصی و غیره، اسراف می کنند و بیش از آنچه خداوند برایشان مقرر داشته، می خواهند. بنابراین در طول تاریخ قابیل علیه هابیل، نمرود علیه ابراهیم علیه السلام، فرعون علیه موسی علیه السلام، ابوجهل، ابوسفیان و ابولهب علیه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم. جنود جهل». در مقابل “سربازان ذهن”. بنابراین منشأ خشونت و جنگ، اطاعت و تسلیم در برابر هدایت های پیامبران نیست و تمام راهنمایی ها و تربیت هایی که پیامبران در طول تاریخ بشر ارائه کرده اند، به همه این جنگ ها، خشونت ها، قساوت ها، فتنه ها و… برمی گردد. تمام شد و مردم به آرامش واقعی که خداوند متعال مقرر فرموده است خواهند رسید. بنابراین، بدون هدایت پیامبرانی که پیام واقعی خداوند متعال و پروردگار جهان را به بشر می رسانند، صلح واقعی حاصل نمی شود. در اینجا برای رسیدن به آرامش واقعی، نیاز انسان به «علوم وحیانی» که در سؤالات قبل توضیح داده شد، به وضوح نشان داده می شود.

خبرنگار: محمد حسین مروج کاشانی